محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4973

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه وى را بگرفت و بكشت و در مربد بياويخت ، در محل خانه اسحاق بن - سليمان . گويد : عمرو وابستهء طايفهء بنى جمح بود . بعضىها گفته‌اند كه هيثم بن معاويه هنگامى كه به آهنگ مدينة السلام برون شده بود به عمرو بن شداد دست يافت ، هيثم در قصر خويش بر كنار نهرى به نام نهر معقل فرود آمده بود ، پيكى از طرف ابو جعفر بيامد و نامه اى براى هيثم بن معاويه همراه داشت كه دستور مىداد ابن شداد را به دو تسليم كند . هيثم ، ابن شداد را به دو داد كه به بصره برد و در كنار عرصه با وى خلوت كرد و از او پرسش مىكرد ، اما چيزى كه مىخواست بداند از او به بدست نياورد و دو دست و دو پاى او را ببريد و گردنش را بزد و در مبرد بصره بياويخت . در همين سال منصور ، هيثم بن معاويه را از بصره و توابع آن عزل كرد و سوار بن عبد الله قاضى را بر كار نماز گماشت و قضا و نماز را يك جا به او داد . سعيد ابن دعلج را نيز سالار نگهبانان بصره و حادثات آن كرد . در همين سال ، هيثم بن معاويه از آن پس كه از بصره معزول شد ، به طور ناگهانى ، هنگامى كه بر شكم كنيز خود بود جان داد . منصور بر او نماز كرد و در گورستان بنى هاشم به گور رفت . در اين سال زفر بن عاصم هلالى به غزاى تابستانى رفت . در اين سال عباس بن محمد بن على سالار حج بود . عامل مكه محمد بن ابراهيم بود كه مقيم مدينة السلام بود و پسرش ابراهيم در مكه جانشين او بود . بجز مكه طائف را نيز داشت . عامل كوفه ، عمرو بن زهير بود . كار حادثات و مقيمان و نگهبانان و اوقاف ديار عرب در بصره با سعيد بن دعلج بود . نماز و قضاى آنجا با سوار بن عبد الله بود . عامل ولايت دجله و اهواز و فارس ، عمارة بن حمزه بود . عامل كرمان و سند هشام بن -